هنگامه تنهایی

متن مرتبط با «عطرتو یراحی» در سایت هنگامه تنهایی نوشته شده است

عطرتو

  • نیلوبلاگ

    چند سال بعد روزی که فکرش را همـ نمی کنیمـتوی خیابان با همـ روبرو می شویمـ.تو از روبرو می آیی. هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدمـ بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده ای...قدمـ هایمـ آهسته تر می شود...به یک قدمی امـ می رسی و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی.درد کهنه ای از اعماق قلبمـ تیر می کشد.و رعشه ای می اندازد بر استخوان فقراتمـ.هنوز بوی عطر تو را کامل استنشاق نکرده امـ که از کنارمـ رد شده ای.تمامـ خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنمـ ثبت می کنمـ.می ایستمـ و برمی گردمـ و می بینم...

    ادامه مطلب