
هیچ مگسی در اندیشه فتح ابرها نیستxa0و هیچ گرگی ، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش نمیکشد.xa0xa0هیچ کلاغی به طاووس ، رشک نمیبردxa0و قناری میداند قار قار همـ شنیدن دارد.xa0هیچ موشي ، به فیل بخاطر بزرگی اش حسادت نمیکندxa0و زنبور میداند که گل ، مال پروانه همـ هست.xa0و رودخانه به قورباغه همـ اجازه خواندن میدهد.xa0کوه از مرگ نمیترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمیکند.xa0زمین میچرخد تا آفتاب به سمت دیگری همـ بتابد و خاک در رویاندن ، زشت و زیبا نمیکند.xa0هیچ موجودی در زمین ، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمیک...
ادامه مطلب
چند سال بعد روزی که فکرش را همـ نمی کنیمـتوی خیابان با همـ روبرو می شویمـ.تو از روبرو می آیی. هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدمـ بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده ای...قدمـ هایمـ آهسته تر می شود...به یک قدمی امـ می رسی و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی.درد کهنه ای از اعماق قلبمـ تیر می کشد.و رعشه ای می اندازد بر استخوان فقراتمـ.هنوز بوی عطر تو را کامل استنشاق نکرده امـ که از کنارمـ رد شده ای.تمامـ خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنمـ ثبت می کنمـ.می ایستمـ و برمی گردمـ و می بینم...
ادامه مطلب
xa0xa0خدایانمیبخشم کسانی راکه دلم راشکستندوبه چشم دیده ام که توهم ازآنهابه آسانی نمیگذری....xa0xa0قبل ازاین فقط دنبال یکم آرامش بیشتربودم برای زندگیم xa0ولی کاری باهام کردی که الان فقط دنبال مرگم به جای زندگی درست برعکس اسمم محیا...کوچه باغ پاییزی من ،من هنوزدرحسرت دیدارتوام....xa0xa0معلوم نیست برگردم یانه....
ادامه مطلب